على محمدى خراسانى

10

شرح كفاية الأصول (فارسى)

قوله : و هذا بخلاف : اين فرضى بود كه مستشكل داشت و به دو بيان رد كرديم ، و در پايان مىگوئيم : قياس مع الفارق است و كسى نمىتواند فرض تداخل بعض علوم در بعض مسائل را به فرض تداخل بعض علوم در جميع مسائل قياس كند ، و بگويد پس اين فرض هم باطل است ، از نظر عقلا ، اگر دو علم داشته باشيم كه هركدام داراى هدفى باشند و هريك تعداد زيادى مسئله مخصوص به خود داشته باشند و تنها در ميان اين‌همه مسئله يك يا چند مورد هم در هر دو علم مشترك باشد ، اين كاملا منطقى است و تدوين دو علم در اين فرض كاملا عقلائى است . قوله : و قد انقدح : بىترديد امروزه علوم و دانشهاى فراوانى در جهان وجود دارد ، كه هركدام با نام و نشان و مباحث خاصى مطرح است . سؤال اينست كه : تمايز علوم از يكديگر به چيست ؟ چه عاملى باعث شده كه مثلا علم منطق از علم اصول جدا بوده ، هركدام يك علم مستقلى گردد ؟ جواب : پنج احتمال مختلف مىتواند مطرح شود : 1 - تمايز علوم از يكديگر ، به موضوعات آنها مىباشد . مثلا علم طب كه از علم كلام جداست بدان جهت است كه موضوع يكى تن آدمى ، و موضوع ديگرى مبدأ و معاد است . 2 - تمايز علوم به اغراض است كه چون هر علمى غرضى را دنبال مىكند ، پس از علم ديگر متمايز است . 3 - تمايز علوم به موضوعات مسائل است مثلا موضوع مسائل نحوى ، فاعل و مفعول و . . . است و موضوع مسائل فقهى ، صلاة و صوم و . . . مىباشد . 4 - تمايز علوم به محمولات مسائل است مثلا محمولات مسائل نحوى ، مرفوع و منصوب و . . . است و محمولات مسائل فقه ، واجب و حرام و صحيح و باطل و . . . است . 5 - تمايز علوم به خود مسائل ، يعنى مجموعه موضوعات و محمولات مىباشد مثلا علم نحو به اين دليل از علم فقه متمايز است كه مسائل آن عبارتند از : الفاعل مرفوع ، المفعول منصوب ، و . . . ولى مسائل علم فقه عبارتند از : الصلاة واجبة ، البيع حلال و . . . از اين احتمالات ، احتمال پنجم اولا قائل ندارد ، ثانيا مسائل ، جداى از موضوعات و